اين رابطه یک طرفه نیست
به اتاق سفيد وارد ميشود. دادگاهِ وجدانش او را مقصر شناخته است. امروز اينجا آمده تا در محكمة قاضي عادلتري حكم را به گوش خود بشنود. كيف دستياش را محكم در آغوش ميفشارد، هديهاي كه همسرش در اولين سالگرد ازدواجشان به او داده است. دفاع از خود هميشه آسان نيست. كلمات را به سختي بيان ميكند: «از اين كار خسته شدهام. كلافهام ميكند. گاه و بيگاه، وقت و بيوقت. چقدر تحمل كنم؟»
زندگي مشتركشان را در يك سال گذشته مرور ميكند. مرد هميشه با لبخند به خانه ميآمد: «خسته نباشي!»
ولي اينبار او خسته است. چرا بايد مدام تن به كاري دهد كه از آن نفرت دارد. تناقضها در ذهن زن روزبهروز پررنگتر ميشوند. او بهشدت به همسرش علاقه دارد و هرگز حاضر به جدايي نيست. يكي از دوستان توصيه ميكند كه: «اين كارها براي زن معنايي ندارد، فقط يك وظيفه است كه كمكم به انجام دادن آن عادت ميكني.»
وجدان، از سوي ديگر، ميگويد: «تو گناهكار هستي. شايد نقص يا بيماري لاعلاجي داري. چرا هيچوقت به فكر درمان آن نبودهاي؟» زن امروز راز يكسالهاش را براي شخص سومي بازگو ميكند. كسي كه ميتواند خوشبختي و لذت را به زندگياش بازگرداند...
دختر شرقي از كودكي ميآموزد كه از دستگاه تناسلي خود شرم داشته باشد و سخن گفتن از آن را گناه بپندارد. در مقابل، پسر ميتواند عريان در برابر جمع حاضر شود و غالباً قربانصدقه هم دريافت ميكند. در دوران رشد و نوجواني نيز دختران از اظهار تمايلات خود منع و پسران به آن ترغيب ميشوند و هر دو با همين آموزهها و پندارها وارد زندگي مشترك ميشوند. زن همواره رابطة جنسي را رابطهاي يكطرفه به سود مرد تلقي و احساس ميكند كه خود در اين ارتباط استثمار جنسي ميشود. او نه اطلاعاتي از اين رابطه و ميزان حق خود در آن دارد و نه اعضاي تناسلي بدن خود را ميشناسد تا بتواند به اوج لذت جنسي ـ كه پاية مستحكم زندگي زناشويي موفق است ـ برسد. به همين دليل همواره از برقراري چنين رابطهاي انزجار دارد. او برخلاف مرد، كه براي حل مشكل جنسي و بيميلي خود به دنبال انواع محركها و داروها براي درمان ميرود، تمايلات جنسي خود را در هالهاي از شرم و انكار نگاه ميدارد. بيشك افسانة دروغين سردي زنان در برابر مردان از همين ريشهها بافته شده است. اگر زنان ما بياموزند كه 50 درصد از رابطة زناشويي حق آنهاست، هم خود از اين رابطة اعجازآميز لذت بيشتري خواهند برد و تخلية رواني خواهند شد و هم رابطة گرمتري با همسر خود برقرار و رضايت بيشتر او را از زندگي زناشويي تأمين خواهند كرد.
شيوع سردمزاجي در زنان
برخلاف تصور عموم، سردمزاجي در زنان شايعتر از مردان است. از آنجا كه كاهش تمايلات جنسي در زنان مشكلي در انجامشدن آميزش و باروري ايجاد نميكند، به مراتب كمتر از تغيير تمايلات جنسي در مردان تشخيص داده ميشود.
دكتر ساحل همتي گرگاني، روانپزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، در تعريف سردمزاجي زنان ميگويد: «سردمزاجي در زن به معناي فقدان ارگاسم ]نهايت لذت جنسي[ است كه با ناتواني جنسي در مرد تفاوت دارد. واقعيت آن است كه زنان براي رسيدن به ارگاسم با موانع بيشتري روبهرو ميشوند.»
سردمزاجي در زنان به دو نوع نسبي و كامل تقسيم شده است. در سردمزاجي نسبي، تحريك جنسي به كندي صورت ميگيرد و زن به ارگاسم نميرسد. اما در سردمزاجي كامل، زن فاقد ميل جنسي است و تحريك نميشود.
در منابع روانپزشكي، جمعيت زنان سردمزاج 35 درصد كل زنان هر جامعه عنوان شده است. چنين افرادي زندگي زناشويي طبيعي دارند، اما به ارگاسم نميرسند.
دكتر ساحل همتي معتقد است: «به علت شمار بالاي زناني كه در رابطة جنسي به ارگاسم نميرسند، چنين امري طبيعي تلقي و بينياز از درمان فرض ميشود.»
فرايند طبيعي رابطة جنسي به چهار مرحله تقسيم شده است. در مرحلة اول تحريك جنسي صورت ميگيرد. افزايش ترشحات دستگاه تناسلي و تغييرات هورموني نيز در همين مرحله رخ ميدهد. هرچه ميزان موفقيت زوجين در مرحلة اول بيشتر باشد، ساير مراحل بهتر انجام خواهند شد. مرحلة دوم نعوظ نام دارد. مرحلة سوم آميزش است كه با ارگاسم در زن و مرد همراه است و مرحلة چهارم مرحلة تحريكناپذيري است كه زنان در اين مرحله قادر به رسيدن مجدد به ارگاسم هستند ولي چنين امري در مردان ممكن نيست.
دكتر همتي معتقد است: «اگر مراحل ذكر شده بهطور هماهنگ و مؤثر ميان زوجين انجام شود، رابطة جنسي موفق و سالمي بهوجود خواهد آمد. البته پيشرفت اين مراحل در زنان با تأخير بيشتري نسبت به مردان همراه است.»
علل كاهش تمايلات جنسي در زنان
دكتر رويا رضوي، متخصص و جراح بيماريهاي زنان و زايمان، علت اصلي سردمزاجي در زنان را وجود عوامل روحي و رواني ميداند. وي معتقد است: «اغلب زنان سردمزاجي كه به متخصص بيماريهاي زنان مراجعه ميكنند، بهنوعي دچار مشكلات عاطفي و رواني هستند و تنها درصد كمي از آنها به دليل كمبودهاي هورموني سردمزاج شدهاند. براي مثال، زنان يائسه، زنان شيرده و كساني كه در نزديكي شروع يائسگي هستند، به دليل تغييرات هورموني، دچار كاهش تمايلات جنسي ميشوند. همچنين اين قبيل زنان، به علت خشكي مجراي تناسلي، مقاربتهاي دردناك خواهند داشت كه خود بر شدت بيميلي جنسي آنان ميافزايد. بيميلي جنسي در زنان ايراني تا حدودي ريشه در فرهنگ و اعتقادات سنتي مردم دارد. به دليل شرم مرسوم در جامعة ما، مسائل و مشكلات جنسي زنان شناسايي و درمان نميشود. ترس از رابطة جنسي، بخصوص در ميان دختران، بر استرس و نگراني زنان جوان ميافزايد. گاه اين ترس اوليه سالها در رابطة زناشويي باقي ميماند و باعث انزجار و سردمزاجي زن ميشود.»
تغيير تمايلات جنسي يكي از خصوصيات دوران يائسگي است. در كشورهاي غربي، در حدود 20 درصد موارد ارجاع زنان به مراكز درمان اختلالات عملكرد جنسي را زنان يائسه تشكيل ميدهند. پنج تغيير در خلال دوران يائسگي رخ ميدهد. اين تغييرات شامل كاهش پاسخدهي جنسي، مقاربت دردناك، كاهش دفعات نزديكي جنسي، كاهش تمايلات جنسي و اختلال عملكرد جنسي همسر است. تغييرات هورموني، رواني و اجتماعي كه در خلال مرحلة يائسگي رخ ميدهند عوامل اصلي بروز اين تغييرات قلمداد ميشوند.
جسم زن، روان زن
تمايلات جنسي در زنان بهشدت در كنترل قشر مخ است. يعني اگر زن احساس خوشايندي نسبت به همسر خود داشته باشد، مراحل طبيعي را به بهترين شكل طي خواهد كرد. وجود هرگونه اضطراب و نگراني كه سلامت روان زن را تهديد كند بيميلي جنسي او را به دنبال خواهد داشت. تجربيات نامطلوب در اوايل زندگي زناشويي، نبود تفاهم ميان زوجين، فشارهاي اقتصادي و بيماري كودكان از عواملي هستند كه ميتوانند سردمزاجيهاي طولانيمدت در زنان بهوجود آورند.
دكتر طاهري، متخصص و جراح بيماريهاي زنان و زايمان و نازايي، در اين مورد ميگويد: «گروهي از زنان تا چندين سال پس از ازدواج هيچ رابطة زناشويي مؤثري برقرار نميكنند. در اين قبيل ازدواجهاي بيحاصل، ابتدا به معاينه و بررسي زوجين ميپردازيم كه در عدة انگشتشماري از آنها مشكل خاصي ديده ميشود. شايعترين علت ايجاد چنين شرايطي ترس است، اضطراب با هر منشائي سردمزاجي ايجاد ميكند. ترس از بارداري، زندگي در خانوادههاي پرجمعيت و ناهماهنگي زناشويي زمينهساز ايجاد اضطراب هستند. همچنين با توجه به ميزان بالاي شيوع افسردگي در ميان زنان، بيماري افسردگي در مقام دوم اهميت قرار دارد. فرد افسرده نسبت به تمام افراد دور و بر خود، از جمله همسر و فرزندان، بيعلاقه است. از سوي ديگر، مردي كه نسبت به همسر خود بدبين است هرگز امنيت و آرامش لازم براي برقراري رابطة زناشويي سالم را ايجاد نخواهد كرد. بنابراين، سلامت روحي و رواني زوجين در اين مورد اهميت بسياري دارد.»
باروري در اكثر فرهنگها از ارزش بالايي برخوردار است. آرزوي بچهدار شدن و بارداري از اساسيترين محركهاي انساني و پايههاي تكاملي در زنان بهشمار ميرود. بنابراين، اگر تلاش براي بچهدار شدن با شكست مواجه شود، ميتواند به تجربة احساسي مخربي تبديل شود. روابط زناشويي ممكن است بر اثر ترس از جدا شدن همسر بارور نيز به مخاطره افتد. ناتواني در بيان احساس ايجاد شده از مسئلة ناباروري، سرزنش ديگران و دشواريهاي جنسي در درمان ناباروري، همگي ميتوانند از عوامل بروز اختلال در روابط جنسي زوج نابارور باشند.
درمان سردمزاجي در زنان
راهحل اصلي مشكل سردمزاجي بسياري از زنان مشاوره و استمداد از شناختدرماني است.
دكتر طاهري دربارة درمانهاي دارويي موجود براي زنانِ سردمزاج ميگويد: «در موارد بسيار كمي پزشكان اقدام به تجويز دارو ميكنند. استفاده از هورمون مردانه تستوسترون با دوز پايين ميتواند كمككننده باشد. البته افراط در مصرف اين قبيل هورمونها ظاهر شدن علائم مردانگي را به دنبال خواهد داشت. بعضي از زنان نيز براي حل مشكل خود قرص وياگرا ميخورند. پيش از اين، داروي وياگرا را مختص مردان ميدانستند. اكنون ثابت شده است كه مصرف وياگرا در زنان هم مؤثر واقع خواهد شد. البته مصرف اين دارو در زنان نيز مانند مردان بايد با احتياط صورت گيرد. در غير اين صورت، مشكلات قلبي و عروقي كشندهاي به دنبال خواهد داشت. اما در سنين يائسگي، بهترين درمان بيميلي جنسي در زنان، جايگزيني هورمون است. در نتيجة يائسگي، ميزان هورمونهاي جنسي زنانه، بخصوص استروژن، كاهش مييابد. با قطع دورههاي خونروش و افت مقدار اين هورمون در خون، احساس افسردگي و سرخوردگي در زن بهوجود ميآيد كه نياز به مداخلات روانپزشكي دارد. بنابراين، برخلاف مردان، استفاده از داروهاي افزايندة ميل جنسي در زنان چندان كارآمد نيست.»
دكتر همتي در مخالفت با استفاده از داروهاي تجاري براي درمان سردمزاجي زنان ميافزايد: «داروهايي مانند وياگرا تنها قادر هستند علائم مشكل را براي مدت زمان كوتاهي درمان كنند. اين قبيل درمانها كمكي به رفع مشكل نخواهند كرد. مرد شكاكي كه همسرش به دليل نگرانيهاي روحي و رواني قادر به برقرار كردن رابطة صحيح زناشويي نيست، با مصرف داروهاي افزايندة ميل جنسي با مشكلات تازهاي روبهرو خواهد شد.
يك راهحل مؤثر براي اين گروه از زنان مراجعه به روانشناس، روانپزشك يا متخصصان مشاوره است. بسياري از زوجها، با كمك گرفتن از راهكارهاي پيشنهادي، زندگي سالمي خواهند يافت.»
مشاورة پيش از ازدواج نقش مؤثري در كاهش بسياري از تنشهاي زوجهاي جوان ايفا ميكند. به اعتقاد دكتر رضوي، حل نگرشهاي منفي در نزد دختران و پسران جوانِ در شرف ازدواج بسيار آسانتر از روانكاوي و درمان مادري است كه بغضي نهفته در زندگي خود دارد.
دكتر طاهري مردان را در قبال تمايلات طبيعي همسران خود در رابطة زناشويي مسئول ميداند: «اكثر زنان ميل جنسي زيادي ندارند. اگر مردان تنها در صدد ارضاي جنسي خود باشند، ترس، دلخوري و فاصله را در زندگي مشتركشان بهوجود ميآورند. نقش همكاري مرد در برقراري ارتباط زناشويي سالم تا به آنجاست كه ميتواند موجبات علاقه و لذت همسرش را از اين كار فراهم آورد. بخشي از نياز جنسي زنان در مرحلة معاشقه ارضا ميشود. سخنان محبتآميز، صرف حوصله و وقت، انتخاب مناسبترين ساعات شبانهروز و توجه به احتياجات روحي زن از پيدايش مشكلات زناشويي جلوگيري خواهد كرد.»
زناني كه از سلامت كامل جسمي، رواني و عاطفي برخوردارند، پايههاي مستحكم زندگي خانوادگي سالم و توأم با سعادت هستند. وجود ترس و نگراني، در كنار سركوب نيازهاي طبيعي و خدادادي زنان، آثار نامطلوبي بر صميميت و نشاط اعضاي خانواده بر جاي خواهد گذاشت. زيبايي و طراوت زندگي زناشويي سالم در دست مردان و زنان آگاه و متفكر است.
نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
همونطور که از اسم وبلاگ مشخص است این وبلاگ در مورد روانشناسی است
و فوبی که اسم وبلاگ است نوعی ترس مرضی و غیر منطقی است که فرد به این غیر منطقی بودن آن آگاهی دارد و به نحوی که باعث مشکل در امور روزمره میشود
مثل ترس از بلندی و ترس از فضاهای باز
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY